حسن مرسلوند
367
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
بودند كه واردين از آشنايان هستند ، با كمال خوشرويى و ادب ما را به داخل عمارت راهنمايى نمودند و بلافاصله همشيرهزادهء كمال الملك ( حسين خان ) كه مباشرت و نظارت كارهاى مرحوم كمال الملك با او بود به ما خوش آمد گفت و احترام كرد ، و اطلاع داد كه آقا پس از پوشيدن لباس به ديدار مهمانان خواهد آمد . تا اينجا البتّه ما هيچيك خود را معرفى نكرده بوديم ولى كسان مرحوم كمال الملك با پرسش از سورچى ، درشكهء ما را شناخته بودند . شايد يك ربع ساعت از ورود ما بيشتر نگذشته بود كه مرحوم كمال الملك به اطاق پذيرايى تشريف آوردند . آنچه كه از اولين برخورد در ذهن من نقش بسته : « قدى بلندتر از معمول - اندامى بسيار متناسب نه چاق و نه لاغر - سيمايى بىحد روشن و گلگون - سن در حدود هشتاد بى آثار شكستگى و ضعف پيرى - لباس مشكى و يقه آهار و كراوات - ريشتراشيده - عينكى كه با وجود آن نمىتوانستيم تشخيص دهيم كدام چشم ايشان دچار ضايعه شده است » . ايشان به محض ورود به يكايك واردين دست دادند و از اينكه با ورودمان به حسينآباد ايشان را از تنهايى نجات دادهايم اظهار خوشوقتى فرمودند . و چون مصادف با شب جمعه بود بههيچوجه تصور نكردند كه ما غير از ديدار ايشان كارى هم داريم ، و ما هم در آن شب بههيچوجه اظهارى از موضوع مأموريت خود نكرديم ؛ تا موقع صرف شام و پس از آنكه يكساعتى از محضر ايشان استفاده كرديم ، مطلقا مسئلهء مأموريت پيش نيامد . صحبتها آن شب بيشتر در اطراف تابلوهاى ايشان بود كه خودشان پيش كشيدند و عكس 12 عدد از بهترين آثار خود را كه در آلبومى جمعآورى شده بود به ما نشان دادند ، و فرمودند كه چون نگاهدارى اصل اينها در اينجا صلاح نبود ، اصل آنها را به آقاى دكتر قاسم غنى دادم و گفتم تقديم مجلس شوراى ملى نمايد ، و غرض من صرفا محفوظ ماندن تابلوها در مجلس بود ، ولى متأسفانه اخيرا مجلس اقدامى كرده كه به كلى مرا پشيمان و ناراحت ساخته است ؛ زيرا شنيدم قانونى به تصويب رسانيده كه در ازاى 12 تابلوى مزبور دو هزار تومان پول به من بدهند . به آقاى غنى تلگراف كردم كه دو هزار تومان را به شير و خورشيد بدهد و از اين عمل اهانتآميز مجلس هم گله كردم زيرا اگر بنا بود كه پول تابلوهاى مرا بدهند بايد در نظر مىگرفتند كه من براى ترسيم يكى از آن تابلوها ( تالار آئينه ) پنج سال از عمر و ايام جوانى خود را صرف كردهام و كارى را كه در اين تابلو كردهام ، اصولا در هنر نقاشى در دنيا بىسابقه است ؛ زيرا در تالار آئينه هر شيئى به صورتهاى مختلف منعكس و از هر زاويهاى به شكلى ديده مىشود كه نقش كردن همهء آنها در تابلو كار بسيار دقيق و پرزحمت و بىسابقه ايست . و همينطور 11 تابلو ديگر كه هركدام به جاى خود شاهكارى است . بههرحال دكتر غنى هم پول را به شير و خورشيد داد و فقط به خواهش من عكس 12 تابلو را در اين آلبوم براى من فرستاده است . ما مدتى به تماشاى آن آلبوم مشغول بوديم و مخصوصا به خاطر دارم كه مرحوم كمال الملك مىفرمودند هروقت مىخواهيد تابلو نقاشى را تماشا كنيد كاغذى يا مقوايى را به طول لااقل 50 سانت لوله كنيد و از آن لوله فقط با يك چشم تماشا كنيد تا تمام عمق و زواياى تابلو را بتوانيد ديد ، و لولهء مقوايى هم در